مادر
-
تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 2:35
مادر در زمان حاضر که دارم اینجا مینویسم ، دیگه مادرم رو ندارم ... به همین ســادگی چند جمله کــه نوشتم ... دیگه ندارمش ... رفت و یه آه بزرگ گذاشت توی سیـنه ام که هر چی میگذره حتی یه ذره هم آروم تر نمیشه و داره روحم رو میســوزونه ... میدونستم این اتفتـاق یه روزی قــــراره بیافته و شنیده بودم از کسانی ...
حس خوبیه
-
تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 13:53
حس خوبیه ببینی یه نفر واسه انتخاب تو مصممه ... دستتــو بگیـــره و بهت بگه موندنش کنارت مسلمه ... + نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 11:22 توسط ( ح.ق )کلاغ برفی | Adblock test (Why?)
سردرگمی
-
تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 13:53
سیاه سیاهمبا زرد هماهنگم کن استاد!گاه حجم یک کلاغکنتراست یک تابلو را حفظ میکند---------------------------------------میزی برای کار کاری برای تخت تختی برای خواب خوابی برای جان جانی برای مرگ مرگی برای یاد یادی برای سنگ این بود زندگی ؟!( زنده یاد حسین پناهی )--------------------------بر گرفته شده از وب...
-
تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 13:53
وای وای وای سلام به همه البته دیدم که تقریبا دیگه واقعا اینجا متروکه شده و خبری از هیچ کدوم از دوستهـــام نیست ... حتی خودم هم یادم نمیاد قبلا از چه فونتی و رنگی برای نوشتن استفـــــاده میکردم چیزی که یه روزی امضـــــام شده بود توی این وبلاگ ... راستش دروغ نگم اصلا امیدی به این نداشتم که نام کاربری ...